پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

12

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

گفتگو از زمانهايى مىشود كه خط در ميان نبوده و كسى تاريخ را نمىنوشته و ناگزير است كه كسانى آن داستانها را گرد آورده و نگاه مىداشته‌اند تا به زمانهاى ديرتر رسانيده‌اند و اين خود دليل آنست كه ما گفتيم . ولى اين كار ( سينه به سينه نگاه داشتن و زبان به زبان گفتن آنها ) خود راهى براى پيدايش افسانه‌ها بوده و از اين راه همه داستانهاى تاريخى مبدل به افسانه مىشده . چه اين در سرشت آدمى است كه در باز گفتن هر چيزى بىاختيار تعبيرهايى در آن مىدهد و شاخ و برگهايى بر آن مىبندد و چه فراوان كسانى كه از دروغ‌بافى نيز باز نمىايستند و خبرهاى درازى از خود پديد مىآورند از اينجا تاريخ در آن قرنها حال زشتى داشته است . شايد كسانى وسيله ديگرى به كار برده صورت برخى پيش‌آمدهاى مهم را بر سنگى يا چوبى يا فلزى يا پوستى نقش كرده به نگهداشتن آن مىكوشيده‌اند . به ويژه پادشاهان و فرمانروايان كه اين وسيله را بيشتر به كار مىبرده‌اند . ولى بايد دانست كه زبان نقش گنگ است و چندان سودى از آن برنمىخيزد و آنگاه چنان كارى در دسترس همه مردم نبوده نيز هر حادثه‌اى در خور نقش كردن نيست . امروز در كاوشهايى كه در ايران و ديگر جاها مىشود كوشكها و ساختمانهاى چند هزار ساله بيرون مىآيد و صدها پيكره ( صورت ) و صدها تنديس ( مجسمه ) و هزارها و صد هزارها سفال ابزار و ظرفهاى مسين و سيمين و زرين و مانندهاى اينها در دسترس ماست . ولى چنان كه گفتيم چون زبان آنها گنگ است و جز اندك سودى به تاريخ نمىرساند و اگر چه كاوشگران و دانشمندان اروپايى از اين يادگارهاى قرنهاى باستان گرفته تا رسم عروسيها و سوگواريهاى آنان در زمينه هر كدام آگاهيهايى مىدهند و كتابها در اين زمينه‌ها پرداخته اند ليكن انصاف را بيشتر اين آگاهيها جز پندار و انگار نيست كه نمىتوان به آنها اعتماد نمود . مگر در جايى كه نوشته‌هايى نيز به دست بيايد و راه به خواندن و فهميدن آنها يافته شود كه در آن حال مطالب روشن و استوارى فهميده خواهد شد . كوتاه سخن : پيشرفت فن تاريخ را از زمانى بايد گرفت كه خط اختراع يافته و چيزنويسى رواج گرفته است و نوشتن را بايد يگانه وسيله فهم تاريخ‌نويسى دانست . از اينجاست كه هر مردمى كه رواج خط در ميان آنان زودتر بوده تاريخ ايشان به همان اندازه كهن‌تر خواهد بود . مگر اينكه پيش‌آمدهايى كتابهاى تاريخى آن مردم را از ميان برده باشد .

--> كه در زبانهاى باستان پيشهء تاريخ‌سرايى داشته‌اند .